سودای دلدار

سايه‌اي بر دل ريشم فکن اي گنج روان ------ که من اين خانه به سوداي تو ويران کردم


سیزده نکته مهم زندگی و عشق

این مطلب رو تو یه ebook خوندم خیلی خوشم اومد. از گابریل گارسیا مارکز هست.

1)دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

2)هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

3)اگر کسی تو را آنگونه که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4)دوست واقعی کسی است که دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5)بدترین شکل دلتنگی برای آن کسی است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

6)هرگز لبخند را ترک نکن.حتی وقتی ناراحتی.چون هرکس ممکن است عاشق لبخند تو شود.

7)تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

8)هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند  نگذران.

9)شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را.به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

10)به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

11)همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند.با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

12)خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

13)زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸  توسط ناصر  |  پيام هاي ديگران ()

 

حماسه عاشقانه ویس و رامین

حماسه تاریخی، عاشقانه و آموزنده ویس و رامین به دوره شاهنشاهی و امپراتوری پارتیان در قرن اول پس از میلاد باز میگردد.فخر الدین اسعد گرگانی از این مضمون برای سروده های خویش بهره گرفته است.چارچوب این جریان از خصومت دو خاندان بزرگ پارتی یکی از شرق و دیگری از غرب است.یکی از طرفین درگیر خاندان قران یا همان خاندان اشرافی کارن بوده است. طرف مقابل موبد منیکان پادشاه مرو که جزی ازخراسان بزرگ بوده است. ماجرا از آنجا آغاز می شود که پادشاه میانسال مرو به ( شهرو) ملکه زیبا و پری چهره ی "ماه آباد" یا همان مهاباد امروزی ابراز علاقه می نماید. شهرو به پادشاه مرو توضیح می دهد که متاهل و دارای یک فرزند پسر به نام "ویرو" می باشد. اما ناگزیر می شود به دلیل داشتن روابط دوستانه با خاندان بزرگ و قدرتمند قول بدهد که اگر روزی صاحب دختری شد او را به همسری پادشاه مرو بیاورد. شهرو از این رو با این امر موافقت کرد زیرا هرگز نمی اندیشید که فرزند دیگری بدنیا بیاورد. اما از قضای روزگار چنین نشد و وی صاحب دختری شد.پس شهرو نام دخترک را ویس گذاشت.       ولی بلافاصله ویس را به دایه ای سپرده تا او را با کودک دیگری که تحت آموزش بزرگان کشور بود دوره های علمی و مهم آن روزگار را ببیند. کودک دوم کسی نبود جز رامین برادر پادشاه مرو.


ادامه مطلب

یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸  توسط ناصر  |  پيام هاي ديگران ()

 

مناجات

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده                 آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم بیخود کن              بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده

الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی شاهنشاه فرمانروایی، معزز به  تاج کبریایی، به تو رسد ملک خدایی .

الهی هر که تو را شناسد کار او باریک و هر که تو را نشناسد راه او تاریک، تو را شناختن از تو رستن است و به تو  پیوستن از  خود گذشتن است.

الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر دو جهان جز تو کسی ندارم.

 

 

چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸  توسط ناصر  |  پيام هاي ديگران ()

 

داستان

 

تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند

 


شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند.
دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم .
وقتی به قله رسید ند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنها را پایین ببرید.
شهسوار اولی گفت:می بینی؟بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم.محال است که اطاعت کنم .
دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند.
مرشد می گوید:تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .
پائولوکوئیلو

سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳۸۸  توسط ناصر  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



الهی من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری زیرا من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری

 

داستان(٢)
مناجات(۱)
گوناگون(۱)

 

سیزده نکته مهم زندگی و عشق
حماسه عاشقانه ویس و رامین
مناجات
داستان

 

آبان ۸۸

 

ناصر

 

حباب خيال
خلوت دل
روح اردیبهشت
جاده بارانی
اين روزها
داستان دو شهر
آسمون دلم
زورق خيال

 

RSS 2.0